{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصر ها

عصر ها
قاب نگاهم را به پنجره می آویزم
دو سه خط باران میبارد
قطره
قطره
نقطه های اردیبهشت را به دل شعر گره می زنم
دلم برای گفتن حرف هایی یک جوری شده...
و عاقبت کسی نخواهد فهمید
اینجا
دلواپسی ها میان حروف یکی بود و یکی نبود گم می شوند

دلم برای گفتن حرف هایی
یک جوری
دیدگاه ها (۱)

●ﻏـــﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻫﻤﯿﺸــــﻪ ﺗﻮ ﺁﺏ ﻧﯿــــﺴﺖ . . . ●ﺗﻮ ﻏﺼــــــﻪﻧﯿــ...

✍... مــــدت هــــاســــتکــارم شــده دنبـــابـــاددویـــدنت...

✍... چه دلی ای دل آشفته که دلدارنداریگرتو بیمار غمی ازچه پرس...

تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد٬تو کانون ص...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط