{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش قدر بدانیم...

کاش قدر بدانیم...


خاطراتم را باید مشت ، مشت . . .



ازچاه عمیق قلبم بیرون کشید . . . !



خاطراتی که ، نه سر دارند و نه ته . . .



ناگهان می آیند، تا خفه ام کنند . . .



میرسند ، سراسیمه . . .



گاهی حتی ،وسط یک فکر . . . !
دیدگاه ها (۲)

این‌که " درد را از هرطرف بخوانی درد است " مصداق بارز فاصله‌ی...

مٍََُِِِرًٌَُُِِِوز مٍََُِِِیٌٍَََُُُِِِگَََُِِیَََُُِ سًٍَُ...

زِندِگی مِثِ یِ دیکته س ؛ هِی غَلَط مینِویصی پاکِش میکُنی دو...

-Cause everything we had is gone now you can’t redeem it .+چ...

پارت بیست و هفتم در آغوش زندان (قلبی که می‌ترسه دوباره بتپه...

• پارت پانزده ته کمی فکر میکنه بعد ته: اوه، اره، اون، اممم...

پارت بیست و هفتم در آغوش زندان (قلبی که می‌ترسه دوباره بتپه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط