مافیا عاشق
مافیا عاشق
پارت 17
ویو تهیونگ:
حرف های مسخره میگفت منم چاقو رو گرفتم زدم رو شونه کوک و بعد ات و بعد خودمم دیگه تحمل ندارم این زنگی چیه من فقط میخواستم با ات باشم و دو تا دختر یا پسر داشته باشیم ولی الان زندگی برام مسخره شد و الان همهگی داریم میمیریم کاش در زندگی بعدی ات باشی خدا ارزوم رو برابرده میکنه
دوسال بعد:
ویو ات:
نمیدونم چرا حس میکنم تو زندگی قبلیم دو نفر رو دوست داشتم و یکی از اونا الان همکلاسیمه من تازه فهمیدم
پارت 17
ویو تهیونگ:
حرف های مسخره میگفت منم چاقو رو گرفتم زدم رو شونه کوک و بعد ات و بعد خودمم دیگه تحمل ندارم این زنگی چیه من فقط میخواستم با ات باشم و دو تا دختر یا پسر داشته باشیم ولی الان زندگی برام مسخره شد و الان همهگی داریم میمیریم کاش در زندگی بعدی ات باشی خدا ارزوم رو برابرده میکنه
دوسال بعد:
ویو ات:
نمیدونم چرا حس میکنم تو زندگی قبلیم دو نفر رو دوست داشتم و یکی از اونا الان همکلاسیمه من تازه فهمیدم
- ۱.۶k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط