مافیا عاشق
مافیا عاشق
پارت 15
ویو ات:
داشتم نقشه تهیونگ رو عملی میکردم باید فراموشی بگیرم و به دکتر اینجا پول دردن تا بگه من فراموشی دارم و به راننده هم پول داد تا منو اینجا بیاره تهیونگ فکر هر چیز رو میدونه 😳 کوک منو با خودش برد ماشین و به خونه رفتیم من کوک رو دوست ندارم وای تهیونگ رو از حد زیاد میدونم تهیونگ الان زندست چون بدنشو پر از سس قرمز کرد مثلا خون باشه 🤣
من باید 15رجب با چاقو بکشمش
همون شب: 👆15رجب.
ویو ات:
چاقو رو برداشتم گذاشتم کمرم و با چسب چسبوندم
الان وقتشه کوک باید بیاد ومرگش نزدیکه چون یه خونه دیکه خریدیم و خوب میتونم بکشمش دلم نمیاد کوک رو بکشم
در خونه زده شد رفتم باز کردم با دیدن صحنه خشکم زدو به لکنت افتادم کوک و تهیونگ بودن
کوک: سلام
تهیونگ: سلام
ات: سلام
ویو ات:
کوک اومد بغلم کردم تهیونگ از پشت اشاره کرد چاقو رو بزنم میخواستم چاقو رو بزنم که جونکوک دستم رو گرفت و گفت چیکار میکنی
ات: من نمیتونم اگه من کوک رو بکشم تهیونگ
پارت 15
ویو ات:
داشتم نقشه تهیونگ رو عملی میکردم باید فراموشی بگیرم و به دکتر اینجا پول دردن تا بگه من فراموشی دارم و به راننده هم پول داد تا منو اینجا بیاره تهیونگ فکر هر چیز رو میدونه 😳 کوک منو با خودش برد ماشین و به خونه رفتیم من کوک رو دوست ندارم وای تهیونگ رو از حد زیاد میدونم تهیونگ الان زندست چون بدنشو پر از سس قرمز کرد مثلا خون باشه 🤣
من باید 15رجب با چاقو بکشمش
همون شب: 👆15رجب.
ویو ات:
چاقو رو برداشتم گذاشتم کمرم و با چسب چسبوندم
الان وقتشه کوک باید بیاد ومرگش نزدیکه چون یه خونه دیکه خریدیم و خوب میتونم بکشمش دلم نمیاد کوک رو بکشم
در خونه زده شد رفتم باز کردم با دیدن صحنه خشکم زدو به لکنت افتادم کوک و تهیونگ بودن
کوک: سلام
تهیونگ: سلام
ات: سلام
ویو ات:
کوک اومد بغلم کردم تهیونگ از پشت اشاره کرد چاقو رو بزنم میخواستم چاقو رو بزنم که جونکوک دستم رو گرفت و گفت چیکار میکنی
ات: من نمیتونم اگه من کوک رو بکشم تهیونگ
- ۱.۶k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط