نه نگفتم دوستت دارم ولی جانم تویی
نه نگفتم دوستت دارم ولی جانم تویی
خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تویی
بانگاهت داغ یک رویای شیرین بر دلم
می نشانی تا بفهمم حکم ویرانم تویی
بیقراری میکند در شعر هم رویای تو
باعث بی تابی چشمان گریانم تویی
امدی تا من فقط مومن به چشمانت شوم
ربنا و اتنای "بین دستانم تویی"
گرگهای چشم تو ادم به ادم می درند
من نمیترسم از ان وقتی که چوپانم تویی
عشق دورم از کجای قلعه ام وارد شدی؟
که ندیدی در حریمم ماه و سلطانم تویی
درد یعنی حرفی از نام تو در این شعر نیست
من غلط کردم نگفتم دین و ایمانم تویی
"نه زلیخاهم نمیفهمد همین حال مرا
تا جهنم میروم حالا که شیطانم تویی"
خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تویی
بانگاهت داغ یک رویای شیرین بر دلم
می نشانی تا بفهمم حکم ویرانم تویی
بیقراری میکند در شعر هم رویای تو
باعث بی تابی چشمان گریانم تویی
امدی تا من فقط مومن به چشمانت شوم
ربنا و اتنای "بین دستانم تویی"
گرگهای چشم تو ادم به ادم می درند
من نمیترسم از ان وقتی که چوپانم تویی
عشق دورم از کجای قلعه ام وارد شدی؟
که ندیدی در حریمم ماه و سلطانم تویی
درد یعنی حرفی از نام تو در این شعر نیست
من غلط کردم نگفتم دین و ایمانم تویی
"نه زلیخاهم نمیفهمد همین حال مرا
تا جهنم میروم حالا که شیطانم تویی"
- ۳.۳k
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط