ما کسی را نداشتیم که با او زیر باران قدم بزنیم

ما کسی را نداشتیم که با او زیر باران قدم بزنیم
دست در دست هم به صدای خش خش برگ ها زیر پایمان گوش دهیم
عکس های پاییزی بگیریم و کیف کنیم از این همه رنگ و رنگ و رنگ
دست های یخ زده مان را با گرفتن دست های یکدیگر گرم کنیم

ما باز هم تنها قدم زدیم
تنها روی جدول راه رفتیم
دستهایمان را در جیب پالتومان گرم کردیم
غروب هایش دلگیرتر شدیم
و فکر کردیم به "روزهای شبیه به هم بی دلبر..."
#مونا_کریمی


#عاشقانه_ای_به_وقت_دلتنگی
دیدگاه ها (۴)

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت دوم: ائتلافِ اجباریتوی پارکینگِ خون...

**پارت ششم**جونگ‌کوک بازوی لیها رو کشید و با قدم‌های بلند، ا...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚2 𝗽𝗮𝗿𝘁 ³---ویو: آراساعت...۸:۴۷ شبمحوطه...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۱:به...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #پاییز #پاییز_زیبا #پاییز...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

Part 10

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط