داشتم به این فکر میکردم که یروز صبح

‏داشتم به این فکر میکردم که یروز صبح
مامانم بیاد بگه پاشو مداد رنگیاتو جمع کن مهدکودکت دیر شد
و من بیدار شم و ببینم همه ی این بزرگ شدنا فقط خواب بوده☺
دیدگاه ها (۴۷)

آیا کسی آن ‌قدر دوستت داردکه از جهان نترسی ؟!:(خودم نه☺

‏ماها از درون تنهاییم وگرنه دورمون پُر از آدمه...

‏خوشحال شدن از دیدن خوشبخت بودن کسی که دوست داشتی با تو خوشب...

دوستی قدیمی تبدیل میشه به .......پارت یک `ویو ا.ت`ساعت تقریب...

گل وحشی منپارت ۵ ویو تهیونگات خیلی خوشگل بود، واییی چم شده ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط