{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی؛

گاهی؛
دلم می خواهد
بگذارم بروم
بی هرچه آشنا...
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم.
دیدگاه ها (۱۸)

من از آن تافته‌های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشم، اما...

گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدو...

کاش خدا بلند شودآستین هایش را بالا بزندو از همان خاکی که ما ...

ناگهان یک شب سراغم آمد و با خنده گفت :نوشداروی توام... با طع...

فارغ از هر چه ناراحتم میکند از بابت تو خوشحالم

گاهی...دلم برایت آن قدر تنگ می شودکه حتی نمی توانم اسمش را د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط