{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان

از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان
از من آزرده دل کی دگر بینی نشان
رفتم که رفتم
رفتم که رفتم

از من دیوانه بگذر
بگذر ای جانانه بگذر
هر چه بودی
هر چه بودم 
بی خبر رفتم که رفتم
رفتم که رفتم

شمع بزم دیگران شو
جام دست این و آن شو
هر چه بودی
هر چه بودم
بی خبر رفتم که رفتم
رفتم که رفتم

بعد از این بعد از این کن فراموشم که رفتم
دیگر از دست تو می نمی نوشتم که رفتم
با دل زود آشنا گشتم از دامت رها
بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم
بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم

من نگویم که به درد دل من گوش کنید
بهتر آن است
بهتر آن است که این قصه فراموش کنید

عاشقان را بگذارید بنالند همه
عاشقان را بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید
من نگویم که به درد دل من گوش کنید
بهتر آن است که این قصه فراموش کنید

شمع بزم دیگران شو
جام دست این و آن شو
هر چه بودی
هر چه بودم
بی خبر رفتم که رفتم
رفتم که رفتم
دیدگاه ها (۲)

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگرانرفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ ت...

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کنترک من خراب شب گرد مبتلا ک...

کودک ناخواسته/part3

ص۲۵شجاعت پریسا همیشه برایم مثال زدنی بود الگو‌میگرفتم‌ با ای...

وقتی خبر نداشت دشمنش بودی Part:3+آقایون خوش اومدین چی میل دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط