ادامه پارت قبل
ادامه پارت قبل
الکس : باید سخت بگیرم پدرش تا وقتی که با احترام رفتار کنه
ته مین کلافه نگاهی به مادرش انداخت سپس به پدرش و باز هم به مادرش چشم دوخت
ته مین : تیونگ مامانی .. خیلی سختگیه ( سختگیره )
تهیونگ تو گلو خندید .... ته یونگ : خوب مامانش دیگه برای دخترک سخت نگیر .....
ته مین کف هر دو دست هایش را بهم زد سپس با دو از آن ها دور شد
الکس خندید و همراه تهیونگ بلند شد بلافاصله سمت تهیونگ چرخید .
الکس : برای امروز ممنون
تهیونگ درست روبه روش قرار گرفته دست تو جیب ریلکس و جدی گفت
تهیونگ : کاری نکردم
با قدم های سمته اتاقش هجوم برد الکس بدون هیچگونه حرفی سمته اتاق دخترش رفت و در را کمی باز کرد ته مین دراز کشیده روی تخت و عروسک به دست کم کم پلک رو هم میگذاشت
یااااا جان کای حمایت خیلی کمه ترو خدا یا باید بگم اگه از جونگکوک بود بیشتر حمایت میشد ؟ میشه بگید ؟
الکس : باید سخت بگیرم پدرش تا وقتی که با احترام رفتار کنه
ته مین کلافه نگاهی به مادرش انداخت سپس به پدرش و باز هم به مادرش چشم دوخت
ته مین : تیونگ مامانی .. خیلی سختگیه ( سختگیره )
تهیونگ تو گلو خندید .... ته یونگ : خوب مامانش دیگه برای دخترک سخت نگیر .....
ته مین کف هر دو دست هایش را بهم زد سپس با دو از آن ها دور شد
الکس خندید و همراه تهیونگ بلند شد بلافاصله سمت تهیونگ چرخید .
الکس : برای امروز ممنون
تهیونگ درست روبه روش قرار گرفته دست تو جیب ریلکس و جدی گفت
تهیونگ : کاری نکردم
با قدم های سمته اتاقش هجوم برد الکس بدون هیچگونه حرفی سمته اتاق دخترش رفت و در را کمی باز کرد ته مین دراز کشیده روی تخت و عروسک به دست کم کم پلک رو هم میگذاشت
یااااا جان کای حمایت خیلی کمه ترو خدا یا باید بگم اگه از جونگکوک بود بیشتر حمایت میشد ؟ میشه بگید ؟
- ۱۷.۳k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط