رمان دریای عشق
رمان دریای عشق
فصل دوم
پارت ۲۷
ویو یونا
وارد سالن شدیم مادر ته داشت گریه میکرد کل سالن فقط صدای گریه م ته بود مادر ته بهم شتاب اورد و یقم رو گرفت تهیونگ مراقب بود که اتفاقی نیوفته
م/ت : تو شوهر عزیز منو کشتی نفرینت میکنم
همه پشتمون غیبت میکردن و شایعه میساختن تهیونگ دست مادرش رو گرفت و پرتش کرد روی زمین ، رفت نزدیک مامانش در گوشش چیزی گفت که فکر کنم فقط من شنیدم
ته : یه بار دیگه یونا رو اذیت کنی توهم میری پیش بابا
میلرزیدم ته دستم رو گرفت و به سمت ماشین رفتیم باورم نمیشد که من مجرم قتل پدر ته بودم مگه من چیکار کردم
رسیدیم عمارت از اتفاق هایی که افتاده بود خیلی خسته بودم خودم رو پرت کردم رو تخت و با گوشی ور میرفتم تهیونگ وارد اتاق شد و .....
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
فصل دوم
پارت ۲۷
ویو یونا
وارد سالن شدیم مادر ته داشت گریه میکرد کل سالن فقط صدای گریه م ته بود مادر ته بهم شتاب اورد و یقم رو گرفت تهیونگ مراقب بود که اتفاقی نیوفته
م/ت : تو شوهر عزیز منو کشتی نفرینت میکنم
همه پشتمون غیبت میکردن و شایعه میساختن تهیونگ دست مادرش رو گرفت و پرتش کرد روی زمین ، رفت نزدیک مامانش در گوشش چیزی گفت که فکر کنم فقط من شنیدم
ته : یه بار دیگه یونا رو اذیت کنی توهم میری پیش بابا
میلرزیدم ته دستم رو گرفت و به سمت ماشین رفتیم باورم نمیشد که من مجرم قتل پدر ته بودم مگه من چیکار کردم
رسیدیم عمارت از اتفاق هایی که افتاده بود خیلی خسته بودم خودم رو پرت کردم رو تخت و با گوشی ور میرفتم تهیونگ وارد اتاق شد و .....
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
- ۸۵
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط