{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کتاب چار فصل زندگی

در کتاب چار فصل زندگی
صفحه ها پشت سر هم می روند
هر یک از این صفحه ها یک لحظه اند
لحظه ها با شادی و غم می روند

آفتاب و ماه یک خط در میان
گاه پیدا گاه پنهان می شوند
شادی و غم نیز هر یک لحظه ای
بر سر این سفره مهمان می شوند

گاه اوج خنده ی ما گریه است
گاه اوج گریه ی ما خنده است
گریه دل را آبیاری می کند
خنده یعنی این که دل ها زنده است

زندگی ترکیب شادی با غم است
دوست می دارم من این پیوند را
گرچه می گویند :شادی بهتر است
دوست دارم گریه با لبخند را
شاعر: قیصر امین پور
دیدگاه ها (۲)

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

#روزگارتون‌لبریز‌‌دلخوشی🌸🤍این‌که آدم یک جهان تنهاست #بعضی_وق...

••اَلْحَمدُ اللهِ الَذے خَلَقَ الحُسيـــن (ع)«یا #اباعبدالله...

تابستانی داغ و پرملال

گریه کن عیبی ندارد، دل سبک تر میشوددر گلو بغضت بماند، چشم ِد...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

عاشقانه های شبنم

عاقلان را دوست دارم عاشقان را بیشتردوست می‌دارم زمین را آسما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط