هنوز؛ همیشه؛ هرگز
هنوز؛ همیشه؛ هرگز
هزار سال به سوی تو آمدم ! افسوس!
هنوز دوری؛ دور از من ای امید محال!
هنوز دوری؛ از همیشه دورتری!
همیشه اما در من کسی نوید می دهد
که می رسم به تو!
شاید هزار سال دیگر
صدای قلب تو را پشت آن حصار بلند
همیشه می شنوم!
همیشه با توام ای جان! همیشه با من باش!
همیشه اما…
هرگز مباش چشم براه
همیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ
همیشه خون کسی ریخته است به درگاه…!
هزار سال به سوی تو آمدم ! افسوس!
هنوز دوری؛ دور از من ای امید محال!
هنوز دوری؛ از همیشه دورتری!
همیشه اما در من کسی نوید می دهد
که می رسم به تو!
شاید هزار سال دیگر
صدای قلب تو را پشت آن حصار بلند
همیشه می شنوم!
همیشه با توام ای جان! همیشه با من باش!
همیشه اما…
هرگز مباش چشم براه
همیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ
همیشه خون کسی ریخته است به درگاه…!
- ۱.۰k
- ۱۲ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط