{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه کسی حرف مرا می فهمد؟

چه کسی حرف مرا می فهمد؟
چه کسی درد مرا می داند؟
در پس پرده ی اشک چشمم
چه کسی راز مرا می خواند؟
چه کسی واژه ی تنهایی را
در دل غم زده ام می بیند؟
با سر انگشت محبت چه کسی
قطره ی اشک مرا می چیند
سال ها غیر خداوند بزرگ
هیچ کس از غمم آگاه نبود
توشه ی زندگیم در همه عمر
جز غم و غصه ی جان کاه نبود
مرگ یک روز و یا یک شب سرد
چشم غمگین مرا می بندد
شاید آنجا پس از این رنج و عذاب
سردی گور به رویم خندد.
دیدگاه ها (۲)

ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻻﺕ ﺧﻮﺩﻡ، ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ,ﻣﯽﺭﺳﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ، ﺍﺯ...

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﮑﻮﺕ ﺷﺐ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﻢ ﻭ ﺑﻐﺾ ﮐﻬﻨﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﻢﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ...

سلام به همه دوستای خوب و مهربونم صبح زیبای بهاریتون بخیر بر...

این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت ت...

شعر را تا آخر بخونید و با آن صفا کنید. و با لینک مجازی هم بف...

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم ویو آنا::«نه» صدایش مانند نجوای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط