با او که د لــی صـبـور دارد
با او که د لــی صـبـور دارد
ما ییم و سری که شور دارد
غـا یـب ز د و مـاهی بلورین
د ر چِشم دلم حضور دارد
این حـسّ عـجـیـب شاعرانه
در خـود رگـه های نور دارد
سـا قـیـست همان که ا یـنـک
در د ست می طهور دارد
این تـشنه ی عاشقانه خواندن
صد کشته به کوه طور دارد
نازم به لِطـا فـتِ نِگـا هــش
کز آیـنـه هم عبور دارد
چون سایه مراقب من و توست
خورشید وشانه نور دارد
آوا ی خـوشـش بـه قلبِ مرده
خاصیت نفخ صور دارد
ماییم و طپش که گشته خونین
بــا طـعمِ غـمـی که شور دارد
با حـشـمـت و شـو کـتِ سلیمان
گــاهی نـظـری به مور دارد
از گـــرمی تا بش نــگـا هش
پـیــد ا ست سرِ ظــهـور دارد
چــــون مـرد مِ د ید ه عـا شـقـا، جا
د ر حـــوض چـــنــــان بُلـور دارد
کرج – محد علی جعفریان (عاشق) – 15/11/1382
#یا_مهدی_ادرکنی
ما ییم و سری که شور دارد
غـا یـب ز د و مـاهی بلورین
د ر چِشم دلم حضور دارد
این حـسّ عـجـیـب شاعرانه
در خـود رگـه های نور دارد
سـا قـیـست همان که ا یـنـک
در د ست می طهور دارد
این تـشنه ی عاشقانه خواندن
صد کشته به کوه طور دارد
نازم به لِطـا فـتِ نِگـا هــش
کز آیـنـه هم عبور دارد
چون سایه مراقب من و توست
خورشید وشانه نور دارد
آوا ی خـوشـش بـه قلبِ مرده
خاصیت نفخ صور دارد
ماییم و طپش که گشته خونین
بــا طـعمِ غـمـی که شور دارد
با حـشـمـت و شـو کـتِ سلیمان
گــاهی نـظـری به مور دارد
از گـــرمی تا بش نــگـا هش
پـیــد ا ست سرِ ظــهـور دارد
چــــون مـرد مِ د ید ه عـا شـقـا، جا
د ر حـــوض چـــنــــان بُلـور دارد
کرج – محد علی جعفریان (عاشق) – 15/11/1382
#یا_مهدی_ادرکنی
- ۶۸۹
- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط