{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره از پیامای هرشب پسره خسته شده بود ؛

دختره از پیامای هرشب پسره خسته شده بود ؛
ی شب ک از دست پسره کلافه شده بود پیامشو باز نکرد و گوشیشو گذاشت زیر بالشتش و خوابید !
فرداش مادر پسره ب دختره زنگ میزنه و میگه پسرم مرده . . .
دختره سریع میره پیام دیشبی ک پسره داده بود رو باز میکنه و میبینه نوشته 'عشقم چاقو خوردم ب زور خودمو رسوندم زیر پنجره اتاقت بیا برای اخرین بار ببینمت'🖤
دیدگاه ها (۱)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» "Part2" همینکه وارد خون...

ادامه پارت 18 ) ته هسوک بریمات برو تو اتاقت من ساعت دوازده...

ازدواج اجباری... Part 3#سونگمینیک ساعتی بود که سونگمین گرم ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط