{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Multi-Part: 2

Multi-Part: 2

When you were pregnant, you went to the gym without her permission.

..

یکم منتظر موندم که گوشیم زنگ خورد. یونا بود

_ بله؟

یونا : ا.ت من دم درم بیا بیرون

_ اوکی
رفتم بیرون یونا رو دیدم سوار ماشین شدیم و به باری که سوهو انتخاب کرده بود رفتیم

{ پرش به زمانی که به بار رسیدن }

وارد بار شدیم که بوی الکل و سیگار خورد توی صورتم همیشه ازین بوها بدم میومد

_ یونا؟

یونا : چیشده؟

_ سوجین هم هست؟

یونا : اره

_ چی؟؟؟ چرا نگفته بودی اون زنیکه هم هست

یونا : اگه میگفتم نمیومدی در ضمن بهش توجه نکن اون فعلا خودش دوست پسر داره
( سوجین همون موقع های دبیرستان با ا.ت اکیپ بودن که وقتی با جونگکوک اشنا شد فهمید سوجین اکس جونگکوک بوده و هنوزم جونگکوک و دوست داره و به ا.ت حسودی میکنه و چندبار سعی کرده رابطشونو خراب کنه)

_ من بعدا به حسابت میرسم نگران نباش

یونا : نگو ترسیدم..... ایناهاش اونجان

با یونا به سمتی که گفت رفتیم و همه اونجا بودن(سوهو.. سوجین... هانا... فلیکس... جینا)
با همه سلام کردیم البته سوجین که سلام نکرد و همش چشم قره میرفت برا من

سوهو : چطوری ا.ت؟
( میاد سمت ا.ت و اروم و دوستانه بغلش میکنه)

ا.ت : بد نیستم تو چطوری؟ اونور اب بهت خوش میگذشت دیگه؟

سوهو :(خنده) ای بد نبود.. شنیدم ازدواج کردی

ا.ت: اره

سوهو : خوبه امیدوارم لیاقتت و داشته باشه

ا.ت : مرسی

( توجه کنید که ا.ت و سوهو پیش هم نشسته بودن که داشتن باهم صحبت میکردن)

انقدری باهم صحبت کردیم که نفهمیدم چجوری ساعت شد 9 و نیم
دیدگاه ها (۰)

Multi-Part: 3When you were pregnant, you went to the gym wit...

Multi-Part: 1When you were pregnant, you went to the gym wit...

چند پارتی از جونگکوک

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط