{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو تا رفیق بودن که مرگم از هم جداشون نمیکرد جفتشون عاشق ی

دو تا رفیق بودن که مرگم از هم جداشون نمیکرد جفتشون عاشق یه دختر شدن بخاطر اون دختر از هم جدا شدن بعد یه هفته دختره مرد به خاطر اینکه عذاب وجدان داشت که چرا اون دو تا رو از هم جدا کرده یه ماه بعد مرگ اون دختر اون دو تا رفیق همو کشتن چون همدیگرو موجب مرگ دختر میدونستن
دیدگاه ها (۱)

زندگی خارم کرد پشتم به خدا گرم بود خدا شادم کرد

یکی عاشق شد ولی به عشقش نرسید یکی عاشق شد فرداش رفت عروسی عش...

سلامتی روزی که یه دختر عاشق شد سلامتی روزی که یه پسر عاشق شد...

رمان سرنوشت منو جیمین در حال تموم شدن هست رمان جدید داریم که...

Part 15جیهوپ:آره آره کوک راست میگه... من... من میدونم نونا ک...

بچه ها توجه کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط