{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو تا رفیق بودن که مرگم از هم جداشون نمیکرد جفتشون عاشق ی

دو تا رفیق بودن که مرگم از هم جداشون نمیکرد جفتشون عاشق یه دختر شدن بخاطر اون دختر از هم جدا شدن بعد یه هفته دختره مرد به خاطر اینکه عذاب وجدان داشت که چرا اون دو تا رو از هم جدا کرده یه ماه بعد مرگ اون دختر اون دو تا رفیق همو کشتن چون همدیگرو موجب مرگ دختر میدونستن
دیدگاه ها (۱)

زندگی خارم کرد پشتم به خدا گرم بود خدا شادم کرد

یکی عاشق شد ولی به عشقش نرسید یکی عاشق شد فرداش رفت عروسی عش...

سلامتی روزی که یه دختر عاشق شد سلامتی روزی که یه پسر عاشق شد...

شرمندهه یه چند روز نبودمم الان اومدم جبرانننندرخواستی سناریو...

فرزندان مامان توجی 🎀 دوستان روز عید رفته بودیم خونه مامان بز...

داستان های که همشون از تجربه های واقعیمه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط