{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ لب بر لب من نهادی و بوسه زدی

‌ لب بر لب من نهادی و بوسه زدی
انگار سری به عالم خلسه زدی

بیتاب شدم مست شدم واله شدم
شبنم به برت در بغلت ژاله شدم

دستانِ تو پیچک شده بر اندامم
گویی که شراب سرخ در این جامم

من در بغلت مست و پریشان شده ام
از بازی چشمان تو حیران شده ام

بگذار در آغوش تو پنهان بشوم
بر ساحل چشمان تو باران بشوم

ای کاش که این خلسه به پایان نرسد
بازیِ لب و بوسه به پایان نرسد
دیدگاه ها (۲)

‌ چشمه‌ی چشم من امشب چه پرآب است،بیانقشه هایم چونباشی همگی ن...

گله از چشم سیاه تو فراوان دارمدر دلم حسرت آهوی بیابان دارمبا...

دلبرا. . در هوس دیدن رویت...دل من تاب ندارد.. ...

ﻣﯿﺎﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯽ ﭘﯿﺠﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ..ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ ﺷﺒﻬ...

سناریو تک پارتی ران هایتانی ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ران : +ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط