{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا مهمان کن

مرا مهمان کن
به یک صبح بارانی
به عطر چای قدیمی
و یک مهمانی ناخوانده
مرا ببر به یک خاطره فراموش شده
بگذار خوابی که در کودکی دیدم
تعبیرش امروز باشد....
دیدگاه ها (۰)

فریاد مجید فریاد یک نسل بود....گاهی اتفاقی ناچیز تبدیل می شو...

یک وقت هایی دیگر زندگی هیچ طعمی ندارد…سرگردان روزها میشویم، ...

تکه های شکسته ی روح و قلبت را بردار و من جدیدی بساز!اگرچه آس...

دلم از آن ظهر جمعه های داغ و تب کرده خرداد می خواهد وقتی پدر...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتا...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🌺خداوندا...💫آرامشم ...

(پارت بیست و سوم)سرمو برگردوندم که دیدم اونه...همونی‌ که با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط