{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صحنه ی اول:

صحنه ی اول:
صدای نوحه می آید
از لختی انگشت های زنی
روی طول موج خیابان های کز کرده
زیر نگاه خیره ی شهرارواح
که هر روز به تعریف تازه ای می رسد
از رنگ چشم هایش

صحنه ی دوم:
صدای نوحه می آید
زن....نشسته
فکر میکند
به لبخند دخترش
توی پیراهنی ساتن
که رنگ عناب می شد
مایل به سیاه
با بویی آغشته به یک ماهی مرده
که هنوز از گلویش پایین نرفته است

چندین سال بعد

صحنه ی سوم:
کسی زن را به خاطر نمی آورد
لابد
هنوز نشسته
کنار قبری سفت...بی نام...بی تاریخ...
اجزای مرده ی شعرش را می تراشد
شبیه چند لحظه فراموشی
وهی فکر می کند
به اینکه چقدر بوی گند عادت می دهد

صحنه ی چهارم:
زنی خلاصه شده در تیتر اول روزنامه ها...
از آخرین اظهار شهرارواح
به تعریف رنگی کشف نشده
از یک خروار خاک منقلب
مایل به لبخند مرده ی یک کودک

صحنه ی آخر:
دیگر هیچ کسی اورا پیدا نمیکند
هنوز
صدای نوحه می آید...

/ سعید
دیدگاه ها (۲)

لهجه ات را غلاف کن اِی عشق ... زخمی ام از زبانِ نوک تیزت شمس...

من خوب خوبم و در سینه ی من و تو که هیچ جنایتی رخ نداده است ف...

خدا می شوم یک شببرای گناهیآنقدر زیباکه مومن شده امبه قتل عام...

همسایگانِ آتش، مرداب و باد تند عروس خیالبرآتشِ شکفته عبث دور...

a dream. p1

The Boss Savage part11جونگکوک به همراه جاسپر به سمت یکی از م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط