{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نپرس قبل تو دل ساکن کجا بوده‌ست

نپرس قبل تو دل ساکن کجا بوده‌ست
که از قدیم به مهر تو آشنا بوده‌ست
خدا نخواست تو را زودتر به من بدهد
وگرنه حاکم این عشق هم خدا بوده‌ست
به درس تجربه آموختم درین دنیا
کلید خواستن و داشتن، دعا بوده‌ست
ببین چگونه گره‌ها یکی یکی وا شد
که دست عشق همیشه گره‌گشا بوده‌ست
کسی میان من و تو، فراق حکم نکرد
که اختیار "من و تو" به دست "ما" بوده‌ست
پس از تو هر چه که باشد بجز سعادت نیست
غم آنچه بوده فقط در گذشته‌ها بوده‌ست
نوشته بوده خدا عشق را به دفتر ما
که عشق، سهم من و قسمت شما بوده‌ست
دیدگاه ها (۳۳)

حال و احوال مرا از ظلمت شبها بپرساز تمام قلبهای بی کس و ...

عاری از صبرم و طاقت؛ نفسم بند آمدزیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

دلم شکستن آرام شیشه ی روح استصدای ریختن سنگ از دل کوه است صد...

من حواسم به تو بودمحوِ پاییـزِ نگاهت بودمو نفهمیدم کیدلِ من ...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

یک سگ زیادی ولگرد

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط