مغازه رو بستم، سوار ماشین شدم که برم خونه دیدم شدیداً گاز

مغازه رو بستم، سوار ماشین شدم که برم خونه دیدم شدیداً گاز تو معدم جمع شده. خالیش کردم تو ماشین. همین که داشتم احساس خوشایندم رو تجربه میکردم، دیدم یه داف خوشگل داره میزنه به شیشه که بیاد تو. من از ترس آبرو قفل رو زدم و با اشاره معذرت خواهی کردم و با کون سوزی حرکت کردم....





فرداش که اومدم مغازه رو باز کنم، دیدم صاحب مغازه جلو در وایساده با سند مغازه و همون دختره. گفت: پسرم، من که پیرم، این دخترم رو هم دیشب برای آزمایش نجابت تو فرستادم که سر بلند شدی. این مغازه و دخترمو و کل دارایی هام مال تو. برو حالشو ببر داماد گلم
😂 😂 😂
دیدگاه ها (۳)

وقتی میخواد بره سربازی part 2

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 012"""""""""""""""""""""""""""""""...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

Part ³³ویو لیلی دستمو داخل دستش گذاشتم و از پله ها اومدیم پا...

مغازه رو بستم، سوار ماشین شدم که برم خونه دیدم شدیداً گاز تو...

مغازه رو بستم، سوار ماشین شدم که برم خونه دیدم شدیداً گاز تو...

بسمه تعالیوقتتونو زیاد نمیگیرم ان شالله خوشتون بیاد😁علیرضا د...

با داماد همیشه عجول مون بودم ، یهو ای زد رو داشبورد ماشین و ...

.#پوست_شیر#پارت_نهمدیدم تند تند داره به گوشیم پیام میاد.گوشی...

⁦¯⁠\⁠_مابایا⁦_⁠/⁠¯part_9ارسلان:بعد کلی مسخره بازی بلاخره تاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط