{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا

در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا
روز و شب سر در گریبانم، نمی دانم چرا
هر که از روی دل جانم فدایش می کنم
مثل عقرب می زند نیشم، نمی دانم چرا
دیدگاه ها (۲)

لبخند زدی بهار بی تاب شکفتیک پنجره روبروی مهتاب شکفتآن لحظه ...

به که باید دل بست ؟به که شاید دل بست ؟نقش هر خنده که بر روی ...

کم نامه‌ی خاموش برایم بفرستاز حرف پرم گوش برایم بفرستدارم خف...

ای زلف مسلسلت بلای دل منوی لعل لبت گره گشای دل منمن دل ندهم ...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

آمدی…بی‌صدا،مثل رد پای باران روی خاکِ خشکِ دلم.نه گفتی، نه ن...

طبیعت

عاشقانه های شبنم

🤍 #طُ را که دوست دارم، دنیا کمی آهسته‌تر می‌چرخد... چای، خو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط