{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. حکایتی از کریم خان زند:

. حکایتی از کریم خان زند:
----------------------------
مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا كريمخان را ملاقات كند...
سربازان مانع ورودش مي شوند!
خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مرد را مي شنود
ومي پرسد ماجرا چيست؟

پس از گزارش سربازان به خان؛
وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند...
مرد به حضور خان زند مي رسد و کریم خان از وي مي پرسد:
چه شده است چنين ناله و فرياد مي كني؟
مرد مي گويد دزد،
همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم !
خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟!
مرد مي گويد: من خوابيده بودم!
خان مي گويد: خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟
مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد كه استدلالش در تاريخ ماندگار مي شود
وسرمشق آزادي خواهان مي شود .مرد ميگويد:
من خوابيده بودم، چون فكر ميكردم تو بيداري...!

خان بزرگ زند لحظه اي سكوت مي كند ودستور جبران خسارت اورا میدهد .....
دیدگاه ها (۲۰)

گوش کن!فرقی نمیکنه من وتو متولد کدوم برج سالیممهم اینه که اگ...

الهم عجل لولیک الفرج

مادری سه قابلمه هم اندازه روی شعله قرار داد و در انها به مقد...

چه زیبا گفت کوروش کبیر:اگر روزی تصمیم ب محاسبه ثروتت گرفتیپو...

حکایتی از کریم خان زند:----------------------------مردي به د...

حکایتی از کریم خان زند:-----------------مردي به دربار خان زن...

حکايتي از کريم خان زند:----------------------------مردي به د...

حکایتی از کریم خان زند: ---------------------------- مردي به...

حکایتی از کریمخان زندمردی به دربار خان زند می رود و با ناله ...

حکایتی از کریم خان زند:مردي به دربار خان زند مي رود و با نال...

مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا ک...

)(حکایت مال باختھ و کریم خان زند)(مردی به دربار خان زند می ر...

#حکایت/ شکایت از کریم خان زند مردی به دربار خان زند می رود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط