{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب، بستری‌ست آغشته به دردِ تنهایی

شب، بستری‌ست آغشته به دردِ تنهایی
در هم‌آغوشی‌ِ با خاطراتم
افسوس ...
زیر هجومِ سکوت،
دیگر نایی برای فریاااد ندارم ..
دیدگاه ها (۶)

خدااااا توووو کجای دنیامی که هر چه صدات میزنم نمیشنوی

شــــــــــب را .... با نگه ِناب تو ..... سیراب شدن .... ...

..

امروز روز سپاس گذاری از خداوند است زیرا که عشق را آفرید تا ی...

هممم.. خب برای ادامه ی شب چیکار کنیم؟؟.. چشام درد میکنه پس گ...

یکی در تاریکیِ شب، به دنبالِ رؤیاهایِ ناتمامش می‌گردد و دیگر...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط