{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی در تاریکیِ شب، به دنبالِ رؤیاهایِ ناتمامش می‌گردد و د

یکی در تاریکیِ شب، به دنبالِ رؤیاهایِ ناتمامش می‌گردد و دیگری، لا‌به‌لایِ همان تاریکی، با ارواحِ گذشته‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کند. برایِ کسی، این سیاهی، پیله‌ای است برای آرامش و بازسازیِ جان؛ و برایِ دیگری، زندانی تنگ که دیوارهایش، هر لحظه، خاطراتِ دفن‌شده را به یادش می‌آورند.
ما همگی زیرِ یک سقفِ ستاره‌باران خوابیدیم، اما تاریکی‌هایمان نه هم‌جنس بودند و نه هم‌اندازه. در حالی که یکی در سکوتِ شب، به امیدِ طلوعی نو زمزمه می‌کند، دیگری در همان سکوت، در حالِ شمارشِ زخم‌هایی است که هیچ نوری توانِ التیامش را ندارد.
آری؛ شب، یکسان و بی‌طرف بود، اما هر یک از ما، تاریکیِ خود را با دلهره‌ها، حسرت‌ها و تنهایی‌هایِ منحصربه‌فردِ خود رنگ زدیم. سهمِ ما از شب یکی بود، اما عمقِ سیاهیِ درونی‌مان، داستانی است که هیچ سپیده‌دمی قادر به بازگو کردنش نیست.
دیدگاه ها (۳)

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

​وقتی درباره کسی، به‌ویژه درباره یک زن، سخنی آلوده به شایعه ...

او زنی است که برای التیام روحش، به دست هیچ‌کس چشم ندوخته است...

انتظار، در طولِ زمان، شوق را در آدمی می‌کُشد و جایِ آن را با...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

⚓⃝Łøɍđ øf ŧħɇ sɇȺ᭄𓆝ܔ "فرمانروای دریا" 𝒄𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝟏。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط