{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست در دست خیالت

دست در دست خیالت
تمام پیاده‌رو هاے شهر را قدم میزنم
تا بہ ساحل دریاے نڪَاهت برسم !
دست خیالت را محڪمتر میڪَیرم‌و
دل بہ دریا میـزنم

خدا را چہ دیدے
شاید در عمق دریا
خودت منتظرم بودے ..!!
دیدگاه ها (۱)

.حادثه چشمان توستو لبخندی که با نور اتفاق می افتدو در من شعر...

حلقه ی اشک را می اندازم دورِ چشم ؛راه می افتم ... دوباره ام...

دلم که برایت تنگ میشوددعوتت میکنم به خیالمچای دم میکنممینشین...

همه میگوینداگر کسی را دیدی و قلبت به تپش افتاد یعنی عشقولی م...

تتو آرتیست من [part²⁹]*ا/ت ویو**فلش بک به قبل از پارتی*بعد ا...

خون آشام عزیز (93)

قلب تپنده پارت ۱۱از زبان ات-رفتم تو اتاقش و دیدم رو مبل نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط