{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی نمیخواهی که دریا را بلد باشی ؛؛

گفتی نمیخواهی که دریا را بلد باشی ؛؛
اما تو باید خانه‌ی ما را بلد باشی؛؛
یک روز شاید در تب طوفان بپیچندت ؛؛
آنروز باید! راه صحرا را بلد باشی؛؛
بندر همیشه لهجه‌اش گرم و صمیمی نیست؛؛
باید سکوت سرد سرما را بلد باشی؛؛
یعنی که بعد از آنهمه دلدادگی باید؛؛
نامهربانی های دنیا را بلد باشی ؛؛
شاید خودت را خواستی،یک روز برگردی ؛؛
باید مسیر کودکی ها را بلد باشی؛؛
یعنی بدانی "مرد در باران " کجا میرفت ؛؛
یا لااقل تا "آب _بابا " را بلد باشی؛؛
حتیٰ اگر آیینه باشی، پیش این مردم ؛؛
باید زبان تند حاشا را بلد باشی؛؛
وقتی که حتیٰ از دل و جان دوستش داری ؛؛
باید هزار آیا و اما را بلد باشی؛؛
چشمان تو جاییست بین خواب و بیداری ؛؛
باید تو مرز خواب و رویا را بلد باشی؛؛
بانوی شرجی! خوبِ من! خاتون بی خلخال؛؛
باید زبان حال دریا را بلد باشی ؛؛
"شیراز " رنگ خیس چشمت را نمیفهمد ؛؛
ای کاش رسم این طرفها را بلد باشی؛؛
دیروز _یادت هست _از امروز می‌گفتم ؛؛
امروز می‌گویم، که فردا را بلد باشی؛؛
گفتی :"وجود ما معمایی است...
"میدانم ؛؛
اما تو باید این معما را بلد باشی؛؛
((محمد حسین بهرامیان))
دیدگاه ها (۱۱)

از کسیکه کتابخانه دارد و کتابهای زیادی می‌خواند، نباید هراسی...

تو با خون و عرق، این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی. تو با دس...

معلم پای تخته داد میزد،، صورتش از خشم گلگون بود، و دستانش به...

به دیدنم که می آییهندوانه بیاوربا پوستی سبز و تویی سفیدقرمزی...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

پارت ۲|بازی بدون بازگشتهنوز داشتن قدم میزدن که تهیونگ وایستا...

پارت ۳۱

My idol

رومان عشق مافیا پارت 20 از زبان کوکسرم رو پاش بود به صورتش ک...

ابلیس

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

فرشته کوچولو ۳...........پارت ۱

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط