پارت
پارت ۷۷
ددی_شوگره_اجباریه من
سانامی:: گوشیمو بدههه
جیمین:: نچ..د ببند بزار ب..بخابیییم
سانامی دستشو گذاشت دور گردن جیمین
جیمین بیدار شد و دیدش
دستشو پرت کرد ک اونم بیدار شد
سانامی:: یاااا چرا همش منو میزنی وقتی خوابم🥺
جیمین:: همیشه اینجوری میخابی؟!
سانامی:: مگه چجوری میخابم؟!
جیمین:: یا حرف میزنی یا از رو تخت میوفتی یا دست و پات کوبونده میشه یجام یا گریه میکنی و...اه حالمو بهم میزنی
سانامی:: وا بیشترشونو ا خودت درمیاری😐
جیمین:: میخای گوشیو ازت بگیرم؟!
سانامی:: حییی😳کووووو کجاااااستتتت گوووشیییمممم..گوشیمو پس بدههه جیییغغغغغغ گوشیمووو بدههههه
جیمین یه سیلی بهش زد تا ساکت شد...
سانامی:: د..دردم اومد🥺
جیمین:: گذاشته بودیش رو میز برش دار و گمشو بیرون
سانامی:: عه
سانامی پاشد و رفت گوشیو برداشت
سانامی:: من قربون اون قابت بشم😃
جیمین:: 😟
سانامی:: خدافظ
جیمین:: وایسا ببینم پدصگ
سانامی:: چیه🥺
جیمین:: این چ سروضعیه؟؟!!🤨
سانامی:: عه لباس زیره😐🙂
سانامی گوشیو گذاشت رو میز
نگاهش افتاد ب جیمین
سانامی:: نبریش😐
بعد رفت از کمد یه شلبار گشاد و پیرهن درآورد...
پوشیدشون و رفت بیرون
جیمین دراز کشید
یه مین بعد دید در باز شد و سانامی پرت شد کف اتاق...
سانامی:: گوشیمو بدههههه
جیمین:: مرده شور خودتو گوشی ابو غرازتو ببره رو میزه د گمشووو😡
سانامی گوشیو برداشت
سانامی:: خاستن بدزدنت!!!🥺
بعدش رفت بیرون
جیمین:: 😒😒ا کامپیوتر بخری چی میکنی🤦♀
سانامی رفت پایین و سانو رو دید
سانو:: بی صاحاب کجا بودی؟! میدونی چقد خسته شدم؟! هااا؟!
سانامی:: دلت میخواد بدونی تو اون اتاق چی شد؟! بگم زورت بیاااد؟!
سانو:: بگو بینم چیشد😦
سانامی:: اهم...گوشیمو گذاشت همیشه همرام باشه بعد یییک لذتی بم داد😏
بعدش حموم کردم و گرفتم خابیدم حیحی😁
سانو:: لعنت ب ذهن منحرف😳برو فقط برووو
سانامی:: شام چیه؟!
سانو:: درد و کوفت و زهر مار
جیمین:: بدی من هوم؟!
سانو:: ن..نهه غلط کردم برای سانامی منظورم بود
جیمین رفت دستاشو شست و اومد نشست
جیمین:: تو پختی؟!
سانو:: آ..آره
جیمین:: بنظر خوبن
سانامی:: وای بحالت اگ بد مزه باشن
سانو:: 😳
عاجوما:: سلام...آخ سرم
جیمین:: بیا یچیزی بخور و برو استراحت کن
سانو:: یاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
جیمین:: چ مرگته بی پدرررر؟؟؟!!!!
سانو رفت پشت عاجوما...
سانامی:: چت بود😐
سانو:: یاااا اوماااا
عاجوما:: خب چت بود؟!
سانو:: بزار بگم...سانامی زبون درآورده 😡
سانامی زبونشو درآورد و نشون داد
سانامی:: ب جدم از اول داشتم
سانو:: میبینییی😡
سانامی:: برو بابا
سانو:: میام چنگالو میکنم تو چشمات تا ا کاسه دربیاااادددد
سانامی پاشد...
سانامی:: په ا مردی بیا😡
سانو رفت رو ب روش وایساد و با خشم چشم تو چشم شدن
جیمینم هی نگاشون میکرد
شیومین:: دا دان دان دان دان دان دان سییینگام! و جان سیییناااا
عاجوما:: تو خفه شو
سانامی گوشیو گذاشت رو میز...
یهو چشش افتاد رو جیمین
بلندش کرد و گذاشتش تو سوتینش
سانامی:: جرئت داری بیا
سانو:: اومدم
سانو پرید موهای سانامیو کشید
سانامی:: جییییییییغغغغغغغغغ پدصگگگگگگگگگگگگ
هی موهای همو میکشیدن و فوش میدادن...
جیمین:: شیومین...
شیومین رفت جلو و دستاشونو گرفت و بلندشون کرد
سانو:: عاااییی بزارم زمییین
سانامی:: ولم کنننن
جیمین:: جرئت دارین یچیز دیگه بگین
سانامی:: تخم صگ
شیومین:: ننته پدصگ
سانو:: ولم کنننن
جیمین:: بزارشون زمین
شیومین دوتاشونو پرت کرد زمین
سانامی:: عاااییی باسنممم🥺
سانو:: مال منم😡
جیمین رفت بالا سرشون ایستاد
از ترس همو بغل کردن
سانو:: وووییییی ارباب گوه خوردم😰
سانامی:: گ..گوشیمو میخای؟!😄
جیمین:: شیومین ببر بندازشون تو زیر زمین
سانامی:: چییییییییییییی😳😱
سانو:: حقق..حححققق د..دیروز لامپاش سوووخت😭
سانامی:: آخرین بار ک رفتم اونجا سوسک و حشره و مورچه و عنکبوت و کلی چیزای دیگه بووود😭
شیومین دوتاشونو برد و رفت بیرون
سانامی:: شیومین ای خائن😒
سانو:: تو دیگه تو اکیپمون نیستی😒
سانامی:: آره دیگه اکیپ سه نفرمون ب چوخ رفت همشم تقصیر شیومین صگه😒
شیومین:: میخاستین مثل صگ دعوا نکنین
سانامی:: سانو باش عروسی نکن😒
شیومین:: ودف😐
شیومین رفت پرتشون کرد تو زیرزمین
سانو:: تخم صگ
شیومین:: باباته
بعدش درشونو قفل کرد و رفت...
ددی_شوگره_اجباریه من
سانامی:: گوشیمو بدههه
جیمین:: نچ..د ببند بزار ب..بخابیییم
سانامی دستشو گذاشت دور گردن جیمین
جیمین بیدار شد و دیدش
دستشو پرت کرد ک اونم بیدار شد
سانامی:: یاااا چرا همش منو میزنی وقتی خوابم🥺
جیمین:: همیشه اینجوری میخابی؟!
سانامی:: مگه چجوری میخابم؟!
جیمین:: یا حرف میزنی یا از رو تخت میوفتی یا دست و پات کوبونده میشه یجام یا گریه میکنی و...اه حالمو بهم میزنی
سانامی:: وا بیشترشونو ا خودت درمیاری😐
جیمین:: میخای گوشیو ازت بگیرم؟!
سانامی:: حییی😳کووووو کجاااااستتتت گوووشیییمممم..گوشیمو پس بدههه جیییغغغغغغ گوشیمووو بدههههه
جیمین یه سیلی بهش زد تا ساکت شد...
سانامی:: د..دردم اومد🥺
جیمین:: گذاشته بودیش رو میز برش دار و گمشو بیرون
سانامی:: عه
سانامی پاشد و رفت گوشیو برداشت
سانامی:: من قربون اون قابت بشم😃
جیمین:: 😟
سانامی:: خدافظ
جیمین:: وایسا ببینم پدصگ
سانامی:: چیه🥺
جیمین:: این چ سروضعیه؟؟!!🤨
سانامی:: عه لباس زیره😐🙂
سانامی گوشیو گذاشت رو میز
نگاهش افتاد ب جیمین
سانامی:: نبریش😐
بعد رفت از کمد یه شلبار گشاد و پیرهن درآورد...
پوشیدشون و رفت بیرون
جیمین دراز کشید
یه مین بعد دید در باز شد و سانامی پرت شد کف اتاق...
سانامی:: گوشیمو بدههههه
جیمین:: مرده شور خودتو گوشی ابو غرازتو ببره رو میزه د گمشووو😡
سانامی گوشیو برداشت
سانامی:: خاستن بدزدنت!!!🥺
بعدش رفت بیرون
جیمین:: 😒😒ا کامپیوتر بخری چی میکنی🤦♀
سانامی رفت پایین و سانو رو دید
سانو:: بی صاحاب کجا بودی؟! میدونی چقد خسته شدم؟! هااا؟!
سانامی:: دلت میخواد بدونی تو اون اتاق چی شد؟! بگم زورت بیاااد؟!
سانو:: بگو بینم چیشد😦
سانامی:: اهم...گوشیمو گذاشت همیشه همرام باشه بعد یییک لذتی بم داد😏
بعدش حموم کردم و گرفتم خابیدم حیحی😁
سانو:: لعنت ب ذهن منحرف😳برو فقط برووو
سانامی:: شام چیه؟!
سانو:: درد و کوفت و زهر مار
جیمین:: بدی من هوم؟!
سانو:: ن..نهه غلط کردم برای سانامی منظورم بود
جیمین رفت دستاشو شست و اومد نشست
جیمین:: تو پختی؟!
سانو:: آ..آره
جیمین:: بنظر خوبن
سانامی:: وای بحالت اگ بد مزه باشن
سانو:: 😳
عاجوما:: سلام...آخ سرم
جیمین:: بیا یچیزی بخور و برو استراحت کن
سانو:: یاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
جیمین:: چ مرگته بی پدرررر؟؟؟!!!!
سانو رفت پشت عاجوما...
سانامی:: چت بود😐
سانو:: یاااا اوماااا
عاجوما:: خب چت بود؟!
سانو:: بزار بگم...سانامی زبون درآورده 😡
سانامی زبونشو درآورد و نشون داد
سانامی:: ب جدم از اول داشتم
سانو:: میبینییی😡
سانامی:: برو بابا
سانو:: میام چنگالو میکنم تو چشمات تا ا کاسه دربیاااادددد
سانامی پاشد...
سانامی:: په ا مردی بیا😡
سانو رفت رو ب روش وایساد و با خشم چشم تو چشم شدن
جیمینم هی نگاشون میکرد
شیومین:: دا دان دان دان دان دان دان سییینگام! و جان سیییناااا
عاجوما:: تو خفه شو
سانامی گوشیو گذاشت رو میز...
یهو چشش افتاد رو جیمین
بلندش کرد و گذاشتش تو سوتینش
سانامی:: جرئت داری بیا
سانو:: اومدم
سانو پرید موهای سانامیو کشید
سانامی:: جییییییییغغغغغغغغغ پدصگگگگگگگگگگگگ
هی موهای همو میکشیدن و فوش میدادن...
جیمین:: شیومین...
شیومین رفت جلو و دستاشونو گرفت و بلندشون کرد
سانو:: عاااییی بزارم زمییین
سانامی:: ولم کنننن
جیمین:: جرئت دارین یچیز دیگه بگین
سانامی:: تخم صگ
شیومین:: ننته پدصگ
سانو:: ولم کنننن
جیمین:: بزارشون زمین
شیومین دوتاشونو پرت کرد زمین
سانامی:: عاااییی باسنممم🥺
سانو:: مال منم😡
جیمین رفت بالا سرشون ایستاد
از ترس همو بغل کردن
سانو:: وووییییی ارباب گوه خوردم😰
سانامی:: گ..گوشیمو میخای؟!😄
جیمین:: شیومین ببر بندازشون تو زیر زمین
سانامی:: چییییییییییییی😳😱
سانو:: حقق..حححققق د..دیروز لامپاش سوووخت😭
سانامی:: آخرین بار ک رفتم اونجا سوسک و حشره و مورچه و عنکبوت و کلی چیزای دیگه بووود😭
شیومین دوتاشونو برد و رفت بیرون
سانامی:: شیومین ای خائن😒
سانو:: تو دیگه تو اکیپمون نیستی😒
سانامی:: آره دیگه اکیپ سه نفرمون ب چوخ رفت همشم تقصیر شیومین صگه😒
شیومین:: میخاستین مثل صگ دعوا نکنین
سانامی:: سانو باش عروسی نکن😒
شیومین:: ودف😐
شیومین رفت پرتشون کرد تو زیرزمین
سانو:: تخم صگ
شیومین:: باباته
بعدش درشونو قفل کرد و رفت...
- ۴۱.۷k
- ۱۶ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط