{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه کردم عشق را هر شب ملامت می کنم

گریه کردم عشق را هر شب مَلامَت می کنم
میشوم بی اعتنا دل را شماتت می کنم
آنچه آمد بر سرم ما بینِ عشق و زندگی
بی صدا از این حصار امشب حکایت می کنم
میشود هر خاطره فریاد؛ از این روزگار
از خموشی های خود ای دل شکایت می کنم
پر ز اشکم غصه ها خطی کشید بر دفترم
در نهایت بوسه بر غم را کفایت می کنم
ای فلک امشب ببین در اشک غم غوطه ورم
گریه کردم عشق را هر شب ملامت می کنم
دیدگاه ها (۶)

ساكت نمی شود دل مان، وقتیصد ها دليل ِ از تو سرودن هستپر مي ك...

ماه شدی در شب مهتاب منآه شدی در دل بی تاب منمایه ی آرامش هر ...

ثانیه ثانیه عشق تو عجب پیرم کردآتشی بودی و چشم تو چه پا گیرم...

در عذابم روز و شب رسوا دلمگوشه ای در انزوا شیدا دلموقتِ دلتن...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط