{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز سوم ماه رمضان برنامه چهارم ماه عسل

روز سوم ماه رمضان برنامه چهارم ماه عسل
مادر قصه امروزمان درباره داستان پرفراز و نشیب زندگی اش میگوید:
در زمان ازدواج أولم تنها ١٤ سالم بود. بعد أز یک سال و نیم فرزندم به دنیا آمد و همین یک پسر را دارم.
نزدیک به سه سال با او زندگی کردم و بعد امید را وقتی شیرخوار بود از من گرفتند!
علیخانی میگوید: ما شنیده بودیم که این اتفاق به خاطر یک اختلاف قومی و تباری افتاده است. به شکلی یعنی عروس را پس دادند؟
ناپدری ماجرا حرف علیخانی را تایید میکند و میگوید به این اتفاق طلاق به طلاق میگویند!!!
احسان علیخانی در پاسخ به او به شوخی میگوید: باتری به باتری شنیده بودیم اما طلاق به طلاق نه!
پس از آن مادر قصه میگوید: به من گفتند امید سوخته و فوت شده و من تمام این سالها با یک عکس زندگی میکردم.

علیخانی از مادر پرسید یعنی در همان ابتدا هم که بچه را از شما گرفتند نمیگذاشتند که فرزندتان را ببینید؟ که مادر و ناپدری باهم گفتند نه هرگز بزرگان اجازه ندادند.
علیخانی با ذکر مثال جالبی گفت من یک مقدار یاد قصه سریال پس از باران افتادم و یک کمی هم یاد بزرگ آقا در شهرزاد....

پایان سی و شش سال انتظار در قاب ماه عسل رخ داد.... مادر و پسر روی آنتن زنده تلویزیون به هم رسیدند
دیدگاه ها (۲)

نوزده خرداد تولد امین حیایی بود

لیندا کیانی

دومین برنامه ماه عسل ۹۵حتی سرطان هم مانع پیوند زوج «ماه عسل»...

رامبد جوان و احسان علیخانی

#کپشن_مهم 👇🏻😔شهید لاریجانی ...🔹️چند روز پیش با دو نفر از دوس...

چرا آقای لاریجانی را در شهر قم دفن کردند؟چند روز پیش با دو ن...

اسم : داستان الهه یخ پارت دوم #چندین سال از زندگی مشترک آیها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط