{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ببر_سیاه

#ببر_سیاه
پارت : 1
همه جا ساکت بود! تنها صدایی که به گوش میرسید صدای قدم های اروم تهیونگ بود!
با شنیده شدن هر قدم ترسی بزرگ به وجود میومد.
تهیونگ مثل همیشع کسایی رو که تهیونگ رو لو میدادن رو جمع کرده بود تا حسابشون رو برسه!
تهیونگ برای هر نفر تعین تکلیف میکرد که چطوری بزننشون !
و بعد رفت نشست روی مبل و با دیدن اون صحنه ها میخندید.
تهیونگ با صدای بم و بلند گفت : پس شما پشت من گوه میخوردید! واقعا از عواقبتش نمیترسین؟
یکی از کسایی که در حال کتک خوردن بود گفت : تو بع ببر سیاهی ! قوی ترین نژاد ولی پستی و حقیری !!!.
تهیونگ هوفی کشیدو گفت : هی سوجو محکم تر بزنش .
سوجو گفت : چشم ؛ چرا که نه!
تهیونگ با دیدن اون صحنه حالش بهتر شد و گفت : مطمئن بشید زنده بمونن.
تهیونگ دستی به سرو صورتش کشید و رفت از اونجا بیرون.
دخترا با دیدن تهیونگ جیغ میکشیدن و باهم درباره‌ی جذابیت تهیونگ پچ پچ میکردن.
تهیونگ از این که جذابیتش تو چشم بود لبخند رضایت زد!
به تهیونگ لقب : جذاب ترسناک رو داده بودن.
تهیونگ از لقبش خوشش میومد.
اون تنها ببر سیاه بود ؛ کسی که همه از ابهتش به وجه میومدن.
تهیونگ رفت داخل سالن که یهو با یه پسر برخورد کرد اونو تهیونگ محکم بهم خوردن این باعث شد تهیونگ کمی عقب بره و پسرک بخوره زمین.
تهیونگ با صدای بلند گفت : یاااا حواست کجاس؟
ولی وقتی پسرک صورتش رو بالا اورد و تهیونگ چشم های تیله‌ای پسر رو دید رام شد ! چشم های خمار ببر سیاه رام چشم های تیله‌ای یه گربه‌ی سفید شده بود!
پسرک بلند شدو گفت : ب..ببخشید ..جناب کیم ..م...م..معذرت میخوام ...حو..حواسم نبو..نبود!.
ولی تهیونگ خشکش زده بود!
پسرک خواست برع ولی تهیونگ دستش رو کشید و اونو چسبوند بع دیوار.
پسرک ترسیدع بود رنگش پریده بود.
عرق کرده بود و میلرزید.
تهیونگ گفت : چرا میلرزی؟
پسرک گفت ؛ ن..نمیدونم
تهیونگ گفت : ازم میترسی ؟
پسرک قلبش از ترس تند تند میزد اب دهنش رو قورت داد و با صدای اروم و شکسته گفت : ب‌..بله..ل..لط..لطفا منو بب..خشید.
تهیونگ با چشم هاش تمامی اجزای صورت پسر رو نگاه کردو گفت : جالبی!
پسرک تعجب کرد ولی چیزی نگفت !
تهیونگ گفت : اسمت و شماره کلاست رو بگو.
پسرک گفت: جئون جونگکوکم از کلاس یازدهم چهار .
تهیونگ تعجب کردو گفت : تو یه کلاسیم ولی من تورو ندیدم.
جونگکوک گفت : اکثر مواقع ماسک میزنم.
تهیونگ گفت : میتونی بری..
تهیونگ گذاشت جونگکوک بره ولی براش نقشه داشت!
دیدگاه ها (۰)

اسم : #ببر_سیاهژانر° : عاشقانه-اص//مات-مدرسه‌ای-اکشنشخصیت ها...

رفیقتو دوست داری لایک کن😘💝

#زیر_نور_ماه پارت17تهیونگ گفت : چیییی!!!!شوگا گفت: مشکلیه ؟ت...

#زیر_نور_ماه پارت5جونگکوک از این که این چند روز سرش درد میکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط