{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجله داشتم. تندتند راه میرفتم...

عجله داشتم. تندتند راه میرفتم...

محکم به چیزی خوردم، آدم بود!

منتظر بودم بگوید : کوری؟!

دستش را به طرفم دراز کرد، با من دست داد...

و لبخندی زد...!!!

به گمانم " انسان " بود...
دیدگاه ها (۱)

پسرکی جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :خانم، تو رو خ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:75باورم نمیشد....امکان نداشت....

#ارباب‌سنگدل #پارت_22ا.ت روی تخت دراز کشیده بود به سقف خیره ...

you like it پارت²زیر چتر باهم قدم میزدن..دایون سرفه ای کرد ت...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part67سعید سوشرتشو انداخت رو بازوهامو حرکت کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط