{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یا هوش

عشق یا هوش
دیگه خسته بودم از کتکای و فحشای بابام . من فقط ۱۵ سالم بود . کسی که باید آلان سرش رو پای مادرش باش و پدرش نازمو بکشه. ولی من وقتی دنیا اومدم مادرمو از دست دادم . بعد پدر معتاد شد به الکل سیگار و این چیزا . چشمامو باز کردم اولش تار بود همه جا بعد چند پلک دیدم تو یه اتاق با دیوارای خونیم . خیلی کتک خورده بودم . جون بلند شدن نداشتم . بزور بلند شدم . رفتم حموم زخمام آتیش می‌گرفت. خیلی درد داشت بعد حوله پوشیدم اومدم بیرون . یه تاپ و شلوارک لش مشکی پوشیدم . پاهام یه کِرِم زدم تا زخمام از بین برن . خیلی گشنم بود رفتم تو آشپز خونه دیدم غذا آماده شده خوردم . بعدم رفتم گوشیمو زدم به به شارژ . و خوابیدم .
۵ ساعت بعد
یه صدایی شنیدم که یهو در باز شد یه .....................
دیدگاه ها (۹)

فالوشه x.koser.x@

ددی مافیای من Part13

مهمونی:تامموضوع:وقتی بدون اجازه رفتی مهمونیامروز پنچشنبه بود...

پارت ۸🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤‌ویو جونگ کوک🖤صبح با نوری که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط