{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
باز هم از لاله خونین قلبم
خدایا بانگ یارب یارب اومد

شب اومد باز شب اومد باز شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
هوا تاره چراغ هم سوت و کوره
تنم داره می*سوزه مثل کوره
خدایا یار من کی برمیگرده
آخه این از خداوندی به دوره
هوا تاره چراغ هم سوت و کوره
تنم داره می*سوزه مثل کوره
خدایا یار من کی برمیگرده
آخه این از خداوندی به دوره

چه کجدار و مریضی دارم امشب
چه درد ناله*خیزی دارم امشب
خدایا این حبیــبه یا طبیــبه
چه مهمون عزیزی دارم امشب
خدایا این حبیــبه یا طبیــبه
چه مهمون عزیزی دارم امشب

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
بازم از لاله خونین قلبم
خدایا بانگ یارب یارب اومد
شب اومد باز شب اومد باز شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
دیدگاه ها (۱)

نه مغرورم، نه دلسنگم، نه از تحقیر می ترسمپر از بغضم ولی از ا...

دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت ب...

عاشقماهل همین کوچه ی بن بست کناری ، که تو از پنجره اش پای به...

دلبرِ مغرورم...! بیا جوری عاشقی کنیم تا اسفند برایمان اسپند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط