دلبرِ مغرورم...!
دلبرِ مغرورم...!
بیا جوری عاشقی کنیم تا اسفند
برایمان اسپند دود کند!
بیا تا زمستان چمدان نبسته
ابرها را سرِ ذوق بیاوریم
بشویم بهانه ی باریدن...
خیابان هارا چراغانی کنیم
بیا تا مردم حواسشان نیست
انتهای کوچه را
با بوسه ای کوتاه خندان کنیم...
بیا یک جفت ماهی قرمزِ عاشق را
در حوض بیندازیم
نرگسی ها و سنبل ها را باهم آشِنا کنیم
اصلا بیا یک جورِ جدید عاشقی کنیم!
توجه مردم را جلب کنیم
چشم هایشان را گرد
و لب هایشان را خندان کنیم!
بیا من و تو
با دوچرخه ی زنگ دارِ قدیمی
تا سرِ همان کوچه ی خندان
بوسه و باران...
این اسفند و این هم خیابان
دلت می آید نیاییی...؟!
بیا جوری عاشقی کنیم تا اسفند
برایمان اسپند دود کند!
بیا تا زمستان چمدان نبسته
ابرها را سرِ ذوق بیاوریم
بشویم بهانه ی باریدن...
خیابان هارا چراغانی کنیم
بیا تا مردم حواسشان نیست
انتهای کوچه را
با بوسه ای کوتاه خندان کنیم...
بیا یک جفت ماهی قرمزِ عاشق را
در حوض بیندازیم
نرگسی ها و سنبل ها را باهم آشِنا کنیم
اصلا بیا یک جورِ جدید عاشقی کنیم!
توجه مردم را جلب کنیم
چشم هایشان را گرد
و لب هایشان را خندان کنیم!
بیا من و تو
با دوچرخه ی زنگ دارِ قدیمی
تا سرِ همان کوچه ی خندان
بوسه و باران...
این اسفند و این هم خیابان
دلت می آید نیاییی...؟!
- ۱.۵k
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط