{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط امشب تویی که می فهمی آسمانم عجیب بارانیست

فقط امشب تویی که می فهمی آسمانم عجیب بارانیست
گفته بودی غزل بگو،گفتم،آخر این غزل پشیمانیست

هیچ کس مهربان نشد اینجا،قحطی عشق آمده است گلم ؟!
بغلم کن که خوب می دانم بین آغوش " تو " فراوانیست

دارم اینجا دخیل می بندم دل خودرا به چشم های شما
دل من هرچقدر تاریک است،صحن چشمان تو چراغانیست

می شود سمت چشم هایت را،ازمن خسته بر نگردانی؟
چون تمام امید یک زائر سجده ای -رو به قبله- طولانیست

قل اعوذ برب "چشمانت " ، ملک الناس،اله چشمانت
من همین چند آیه را بلدم،کار شاعر فقط " غزل " خوانیست

سجده کردم بپای چشمانت،چشمتان سجده های واجب داشت
شعرمن حکم ارتدادم شد؛چشم تو" آیه های شیطانیست"

از خودم پاک نا امید شدم،بغلم کن که سیر گریه کنم
فقط امشب منم که می فهمم،چشم هایت نجیب وبارانیست
دیدگاه ها (۴)

خدا قسمت کند یک شب ؛ به هجران مبتلا گردی کمی با درد جان سوز...

صرفا برای تو ❤️ﻣﻬﺮﺑﺎنم ...ﺑﻬﺎنه های گاه ﻭ بی ﮔﺎهم ﺭﺍ به ﺩﻝ ...

می نویسم عشق و می لرزد دلم مینویسم عشق و اشکم میچکد مینویسم ...

دزدیده ام هر شب خودم را از صدایتتا پر نگیرم چون کبوتر در هوا...

آقای ایــران راهــش را پیـدا کردراھڪار ِ شھادت از زبان رھبر ...

چطور می‌شود با نبودنت کنار آمد، آقا…؟چطور می‌شود باور کرد دی...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط