{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن بهار

آن بهار
و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت
با دلم میگفت نگاه کن
تو هیچ گاه پیش نرفتی تو فرو رفتی...... فروغ فرخ زاد
دیدگاه ها (۲)

هیچ میدانستی دوباره از نو دوست داشتنتمثل رنگین کمان استبعد ا...

صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام ترسم که بیایی تو و من خانه ...

#عکس_نوشته #عاشقانه

#کسل_کننده #خسته_کننده #عکس_نوشته

شب از راه رسید، ستاره‌ها در پیِ یکدیگر به مغاک خاموشی فرو ری...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در‌دلم‌ جایۍ براۍهیچکس‌ غیر‌تو‌نیستگاه‌یک‌ دنیا‌ فقط‌ با‌یک‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط