پارت 3
میخواستم فحش بدم که دیدم جیمین
_الو سلام میونیییی
_سلام جیمینی
_فردا میای بریم بیرون
_امم جیمین من باید یه چیز بهت بگم
_خب بگووو
_ام من دارم ازدواج میکنم
_مگه تو به من قول نداده بودی باهام ازدواج کنی
_ازدواجه اجباریه بخدا
_خب قبول نکن
_نمیتونم چون گفته ترو میکشه
_منو ؛ به جهنم تو باید آزاد باشی
_خب بلاخره که مجبورم میکنه باهاش ازدواج کنم
_خب اگه باهاش ازدواج کنی من خودمو میکشم
_جیمین ترو خدا تازه گفته مامانم هم میکشه ول کن
_باشه هق
تلفن رو قطع کردم توی فکر هیون بودم اون الان داشت چیکار میکرد که خوابم برد
_بیدارشو میخوایم بریم محضر
_باشه هق بابا هق خیلی بدی هق
_خفه شو یه لباس قشنگ بپوش
تا این حرفو زد یه نقشه به ذهنم رسید
_باش
نظرتونو بگید اگه کم داره درست کنم
_الو سلام میونیییی
_سلام جیمینی
_فردا میای بریم بیرون
_امم جیمین من باید یه چیز بهت بگم
_خب بگووو
_ام من دارم ازدواج میکنم
_مگه تو به من قول نداده بودی باهام ازدواج کنی
_ازدواجه اجباریه بخدا
_خب قبول نکن
_نمیتونم چون گفته ترو میکشه
_منو ؛ به جهنم تو باید آزاد باشی
_خب بلاخره که مجبورم میکنه باهاش ازدواج کنم
_خب اگه باهاش ازدواج کنی من خودمو میکشم
_جیمین ترو خدا تازه گفته مامانم هم میکشه ول کن
_باشه هق
تلفن رو قطع کردم توی فکر هیون بودم اون الان داشت چیکار میکرد که خوابم برد
_بیدارشو میخوایم بریم محضر
_باشه هق بابا هق خیلی بدی هق
_خفه شو یه لباس قشنگ بپوش
تا این حرفو زد یه نقشه به ذهنم رسید
_باش
نظرتونو بگید اگه کم داره درست کنم
- ۶.۲k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط