{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 13


وقتی رسیدیم داخل بار حالت کوک کمی تغیر کرد رفتارش کاملا سرد شد بود و دستش رو به نشونه ی محافظت پشت کمر من گذاشت و با هم پشت یه میزی نشستیم و برامون دوتا نوشیدنی اوردن و شروع به نوشیدن کردیم اما چشم های تهیونگ با دیدن اون کسی که محمولهی اسلحه رو ازش دزدیده بود تیز شد دستش رو مش کرد اون مرد دورش پر از هرزه بود و دوتا نگهبان بالای سرش بعد از چند دیقه مرده دست یکی از هرزه هارو گرفت و رفت سمت راهرویی که توش اتاق خصوصی بود وقتی رفت تهیونگ هم بلند شد و رفت سمت همون راه رو و منم باهاش رفتم کنار در وایسادیم تا داخل رو بینیم
ته ویو: وقتی دیدم مرد رفت داخل اتاق و نگهبان ها هم رفتن ندشیدینی بخورن دست ا.ت رو گرفتم و رفتم داشتم از لای در داخل رو نگاه میکردم که نگهبان ها برگشتن منم برای اینکه شناسایی نشم لب های ا.ت رو بوسیدم و صورتم رو توی صورتش پنهان کردم ا.ت داشت تقلا میکرد ازم جدا بشه ولی اروم زمزمه کردم اگه میخوای زنده از اینجا بریم بیرون همینجوری بمون
وقتی نگهبان ها رد شدن سریع دستش رو گرفتم و رفتیم داخل همون اتاق خصوصی ا.ت داد زد دیوونه شدی اما من با دیدن اون هرزه که داشت زیر اون عوضی پاره میشد جلوی چشم های ا.ت رو گرفتم و سریع اسلحم رو دراوردم و گرفتم سمتشون با دیدن من اونها ترسیدن و و اون هرزه سریع از دزد محموله یا همون فدریک جدا شد و به اون دختر هرزه گفتم
ته: گمشو بیرون اگه میخوای زنده بمونی و بعد دختر لباسش رو پوشید و رفت بیرون
فدریک از روی اون دختر بلند شد و خودش تمیز کرد و شلوارش رو پوشید و گفت فدریک : به به مهمون ناخونده
وقتی اوضاع بهتر شد دستم رو از روی چشمای ا.ت برداشتم و گفتم ته : عوضی
و.....
دیدگاه ها (۲)

part 14فدریک به اگت نگاه کرد و گفت میبینم که نیروی پشتیبانی ...

دوستان سلاممم شرمنده بابت اینکه امروز پارت نذاشتم و فقط دوتا...

part 12 ا.ت : صبح که بیدار شدم دیدم ته همینجوری بهم خیره شده...

سلاممممم part 11 بعد از چند دیقه پانسمان تموم شد و تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط