{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت قبل

ادامه پارت قبل


الکس کم نیاورد سپس آن هم با صدا بلند گفت ... الکس : تو به خودت میگی مرد ! .. کیو دیدی اینجوری به یک زن بگه
گفتن کلمه ٫ مرد ٫ زشت بود آن هم زبون الکس در مقابل تهیونگ و هر مردی را بیشتر از قبل تر زمان عصبانی میکرد سپس الکس را محکم بر روی تخت انداخت و جای خودش را باهاش تعویض نمود حالا تهیونگ بود که بین پاهایش دخترک را اسیر کرده بود و این نزدیکی به این شکل آن عطر با حرارت ملایم برای تهیونگ به شدت خواستنی و هوس انگیز بود بودن ثانیه ای سرش را تو گردن الکس پنهان نمود ولی الکس همچنان نمی‌خواست اول تهمت اش را قبل کنه بعدش هم لمسش را ... مگه غرور نداشت برای همین تقلا کرد و ریز بدن تهیونگ تکون خورد ولی تهیونگ هر دو دست هایش که روی تخت بودن را برد سمت دست های الکس و محکم آن را به دستش گرفت و به تخت پین کرد کمی وزنش را روی دخترک گذاشت تا سنگینی خودش او را اذیت کنه
دیدگاه ها (۲)

( بوسه دردناک )پارت ۵۴الکس تمام توانش را جم کرد سپس گفت ... ...

ادامه پارت قبل تهیونگ به آرامی راهیش کرد سپس از روی تخت بلند...

بوسه دردناک )پارت ۵۳الکس نگاهی به ساعت مچی اش انداخت دیگه با...

بوسه دردناک )پارت ۵۲الکس در حال گشتن در آن کابینت ها گفت الک...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

دردسر های بچه داری پارت ۱۲

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط