{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت قبل

ادامه پارت قبل
تهیونگ به آرامی راهیش کرد سپس از روی تخت بلند شد و این باعث نفس راحتی برای الکس ... مخصوصا با این همه نزدیکی و بوی الکل ای که از تهیونگ می‌رفت ...
کنجکاو به رفتن تهیونگ خیره شد و همچنان تند تند نفس می‌کشید تهیونگ بدونه حرفی از اتاق خارج شد ولی ثانیه ای نگذشت که صدا قفل شدن در به گوشش خورد با افکارش جنگید و با استرس از روی تخت بلند شد بلافاصله دستگیره در را به سمته پایین کشید برخلاف تصورش که باید در باز میشد ... حالا قفل شده بود الکس با کشیدن نفس گفت ..
الکس : ..کیم .. درو باز .کن لطفا
دیدگاه ها (۳)

( بوسه دردناک ) پارت ۵۵تهیونگ: فکردی باهات ازدواج کردم که خو...

( 3 تفنگدار )پارت 10 جونگکوک همراه با دوست هایش مشفول کشیدن ...

( بوسه دردناک )پارت ۵۴الکس تمام توانش را جم کرد سپس گفت ... ...

ادامه پارت قبل الکس کم نیاورد سپس آن هم با صدا بلند گفت ... ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_34با دیدن من اخمی بین ابرو ه...

legacy of ashes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط