{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایم زد

صدایم زد

سراسیمه به سمتش دویدم، اما چیزی نبود!
گویا فقط صدایش از من شد...
آنقدر سریع رفت که حتی عطرش مرا خیس نکرد
"باران" را میگویم.
چقدر شبیه تو بود!
رفتنش...حتی اسمش ....
دیدگاه ها (۱)

در آغوش فشردمتتو را که در قلبم نشسته بودیباید از تو می گذشتم...

در فراسوهاى عشـقتو را دوست دارمدر فراسوى پرده و رنگدر فراسوى...

سال ها گذشت،و من همچنان در انتظارت ثانیه ها را میشمارم. انتظ...

شدم زمستان، وسط اردوگاه نازے ها، روے همان زمین هاے یخ زد...

وقتی پسر عموته و.....پارت۳که یهو ات از روی مبل بلند شد ، انق...

MIDNIGHT BET

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۶دو روز گذشت.تهیونگ برای یک جلس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط