شروعی سخت،پایانی خوش
شروعی سخت،پایانی خوش
هانا هم خندید
چان.خب سه را استرس نگیرا ولی باید بگم فردا کنسرت داریم
لینو.لیدر نمونه یهویی نمیگن
سه را.خب پس من امروز میرم تمرین
رفتم تو سالن تمرین
تا ساعت ۹ شب تمرین کردم
بعدشم اومدم بیرون بچه ها گفتن:خسته نباشی
سه را.مرسی
ویو فردا موقع کنسرت
پسرا رفتن روی استیج بعدشم منو صدا زدن یک دفعه صدای جیغ ها بلند شد
شروع کردیم به اجرا همچین عالی بود تا اینکه یه سوزش وحشتناکی توی قلبم احساس کردم همه ساکت شدن درسته من تیر خوردم اون کسی که بهم شلیک کرد سوجین بود هیون از همه نگران تر بود منو گذاشت تو ماشین و سریع رانندگی می کرد
سه را.هی...هیو..ن
هیون.سه را حالت خوبه (با گریه)
سه را.هیون من....خیل..ی عا...عاشقتم این..حرف رو....خیل..ی..وقت...ه..میخو.ام...بهت..
بگ..م
هیون.نه سه را منم عاشق توام توروخدا چشماتو وا کن
هانا هم خندید
چان.خب سه را استرس نگیرا ولی باید بگم فردا کنسرت داریم
لینو.لیدر نمونه یهویی نمیگن
سه را.خب پس من امروز میرم تمرین
رفتم تو سالن تمرین
تا ساعت ۹ شب تمرین کردم
بعدشم اومدم بیرون بچه ها گفتن:خسته نباشی
سه را.مرسی
ویو فردا موقع کنسرت
پسرا رفتن روی استیج بعدشم منو صدا زدن یک دفعه صدای جیغ ها بلند شد
شروع کردیم به اجرا همچین عالی بود تا اینکه یه سوزش وحشتناکی توی قلبم احساس کردم همه ساکت شدن درسته من تیر خوردم اون کسی که بهم شلیک کرد سوجین بود هیون از همه نگران تر بود منو گذاشت تو ماشین و سریع رانندگی می کرد
سه را.هی...هیو..ن
هیون.سه را حالت خوبه (با گریه)
سه را.هیون من....خیل..ی عا...عاشقتم این..حرف رو....خیل..ی..وقت...ه..میخو.ام...بهت..
بگ..م
هیون.نه سه را منم عاشق توام توروخدا چشماتو وا کن
- ۱۴۳
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط