{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به بند تو

من به بند تو
اسیرم تو ز من بی خبری..

آفرین معرفت این است؛
که ازم میگذری؟

طعنه ی غیر ندیدی
که بسوزد دل تو..

تا بدانی چه سخت است
به خدا در به دری..😔 🍃 👍 🏻
دیدگاه ها (۸)

آمد اما در نگاهش دیگر آن گرما نبودموج خواهش بود و اما بستر د...

به‌چالش می‌کشد چشمت نگاه برّه‌آهو رابرای روی زیبای تو حوری م...

آمدی تا جان ببخشی شاخه خشکانده را؟یا بخشکانی ز ریشهعشق باقیم...

عشـــق یعنی تپش قلبـــیکہ فرسنگ ها دوربرایت بی بهانہ آهنگ زن...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

#شعر_قدیمی🌸آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط