رمان:دختری که به رویاهایش دست یافت❤️
رمان:دختری که به رویاهایش دست یافت❤️
قسمت ۱
تو داشتی داخل اینستات میچرخیدی که یه دفعه پیامی اومد
majid razavi like your post
همون لحظه حسه عجیبی بهت دست داد چون همون پستی رو لایک کرد که تو طراحیش کرده بودی
.
.
.
چند روز بعد
تو به کنسرتش رفتی یه گوشه نشستی بودی و دفتر طراحیت دستت بود و داشتی طراحیش میکردی .
یکم گذشت و مجید که اخرین اهنگش خوند یه علامت کوچیکی بهت داد که بیای پشت صحنه😍
تو احساس عجیبی داشتی و بعد یکی اومد سمتت و گفت که اقای رضوی میخواهند شمارا ببینند😵💫
.
.
.
.
.
ادامه تو پست بعدی اگه خوشت اومد بگو ادمش رو بزارم💝
قسمت ۱
تو داشتی داخل اینستات میچرخیدی که یه دفعه پیامی اومد
majid razavi like your post
همون لحظه حسه عجیبی بهت دست داد چون همون پستی رو لایک کرد که تو طراحیش کرده بودی
.
.
.
چند روز بعد
تو به کنسرتش رفتی یه گوشه نشستی بودی و دفتر طراحیت دستت بود و داشتی طراحیش میکردی .
یکم گذشت و مجید که اخرین اهنگش خوند یه علامت کوچیکی بهت داد که بیای پشت صحنه😍
تو احساس عجیبی داشتی و بعد یکی اومد سمتت و گفت که اقای رضوی میخواهند شمارا ببینند😵💫
.
.
.
.
.
ادامه تو پست بعدی اگه خوشت اومد بگو ادمش رو بزارم💝
- ۳.۰k
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط