{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهااااااای بغض نارنجی مزاحم !!!

آهااااااای بغض نارنجی مزاحم !!!

آهاااااای چشمهای بی پروا در پی پرستیدن !

آی نگاه منتظر خشک شده به پیچ سکوت و کور جاده !!

شما را به صداقتتان دست از سرم بردارید و بگذرید ... بگذارید لحظه هایم را بیرون بکشم از زیر این آوار دلتنگی که بر سرم هوار شده !

عقب بروید بگذارید کمی نفس بکشم !!!

یکسال و نیم است نفس هایم را می شمارم

یکسال و نیم است که دلتنگی روی هم تلنبار می کنم !!!

و حالا ...

لحظه هایم را زیر این هجوم پی در پی گم کرده ام !

راســـــتی خــــــــــدا ...

یک سال و نیم قبل ... چه می کردم وقتی دلتنگ می شدم ؟؟؟

وقتی هنوز این بغض کوچک نارنجی از همه جا بی خبر به من نرسیده بود ؟؟؟

کاش به خاطر بیاورم آن روزها را ...!.... اما ... نه ... بازگشتشان را نمیخواهم !!!

عجیب عادت کرده ام به گره کوچک گلویم! و مروارید، گونه های بی قرارم !!!

نباشند دلتنگ می شوم ...

نباشند دلتنگی امانم را می برد !!!

و خودت می دانی...این روزها علاجی برای دلتنگی هایم نمی دانم ...!!!

هر از گاهی دلتنگ آسمانی بودن را دوست دارم
دیدگاه ها (۱)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

مرد بی رحم

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

.......//برده ی زیبا//.......

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط