{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت:« چند تا #دوسم داری؟»

گفت:« چند تا #دوسم داری؟»
گفتم:« یکی»
ابروهاشو تو هم کشید، اخم کرد و گفت:
« خسته نشی از این همه دوست داشتن!»
خندیدم و گفتم: « نه، قول میدم، تا ته دنیا»
با قیافه شاکی گفت:
« اخه یکی بدرد میخوره؟ تکون بخوری تمومه!
خیلی کمه، خیلی»
گفتم:« شاید ظاهرش کم نشون بده
اما یک، قوی ترین عددیه که میشناسم
یک کمیتش شاید پایین باشه
اما بجاش کیفیت داره
یک بزرگه، به اندازه خدا
یک عزیزه مثل تویی که یکی یدونمی
یک پر از شکوهه، مثل نفر اول شدن توی مسابقه ها»
خیره شده بود و با دقت گوش میداد
حرفم که تمام شد، حس غرور را در چشمانش میدیدم
دستانم را گرفت، خیره در چشمانم گفت:
« قول بده همیشه یکی دوسم داشته باشی»
جان دلم، قرار است یک عمر
یکی دوستت داشته باشم
دیدگاه ها (۱)

من میگم مژه های پایین چشمِ سمتِ راستش شصت و سه تاست بعد شما ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۸عميق زل زدم توي چشماي مشکي ...

..جادویی عشق part ۶۷خواب میدیدم کلی گاو یه دفعه سمت وی حمله ...

مهمونیه خطرناک پارت=10ویو ات:چند دقیقه بعد از اینکه کوک رفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط