{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پریودی و...........

وقتی پریودی و...........

پارت2
*(تهیونگ با یک لیوان آب ولرم و یه کیسه آب گرم وارد اتاق می‌شه. تو زیر پتو مچاله شدی و از شدت درد به خودت می‌پیچی. لبات کاملاً بی‌رنگ شده و داری بی‌قراری می‌کنی. تهیونگ با دیدن حالت، سریع لبه تخت می‌شینه و دستت رو می‌گیره.)*
**تهیونگ:** عسلِ من؟ بمیرم برات، هنوز خیلی درد داری؟ بیا، این کیسه آب گرم رو بذار روی دلت.
**فاطمه:** (با صدایی که از ته گلو درمیاد و بغض‌آلوده) تهیونگ... خیلی بدنم درد می‌کنه. فقط دلم نیست... پاهام انگار دارن می‌ترکن، اصلاً حال ندارم تکونشون بدم.
**تهیونگ:** (با دلسوزی پاهات رو از زیر پتو بیرون میاره و شروع می‌کنه به آرومی ماساژ دادن) الهی دوردونات بگرده. پاهات چقدر سرده فاطمه! چرا زودتر بهم نگفتی آخه؟ منِ احمق فکر می‌کردم باهام قهری، نگو داشتی از درد می‌مردی. جای دیگه‌ات هم درد می‌کنه؟
**فاطمه:** (چشمات رو می‌بندی و ناله می‌کنی) آره... سینه‌هامم انقدر سنگین شده و تیر می‌کشه که حتی پتو هم بهشون می‌خوره دردم میاد... تازه، حالمم داره به هم می‌خوره، یک‌ذره حالت تهوع دارم.
**تهیونگ:** (دستش رو می‌کشه روی موهات و آروم نوازشت می‌کنه) ای وای... بمیرم. حالت تهوع هم داری؟ بوی خاصی توی خونه می‌خوره به دماغت که بدتر بشی؟ برم پنجره رو باز کنم؟
**فاطمه:** (سرت رو تکون می‌دی و با یه لحن لوس و بچه‌گونه می‌گی) نه... پنجره رو باز نکن، سردمه. ولی تهیونگ... یک چیز دیگه هم هست...
**تهیونگ:** (با مهربانی بهت زل می‌زنه و لبخند می‌زنه) جونم؟ بگو قشنگم، هر چی بخوای برات بیارم.
**فاطمه:** (ناراحت و بی‌قرار) گشنمه... شکمم داره قار و قور می‌کنه، ولی از اون‌طرف هم حالت تهوع دارم، نمی‌دونم چی می‌خوام. دلم یه چیز خوشمزه می‌خواد ولی جون ندارم بخورم.
**تهیونگ:** (می‌خنده و پیشونیت رو طولانی می‌بوسه) ای جانم به فدات! پس دختر کوچولوی من هم گشنشه، هم دلش درد می‌کنه، هم بی‌قراره. صبر کن ببینم... الان برات یه سوپ داغ و سبک درست می‌کنم که حالت تهوعت رو بدتر نکنه. کنارش هم شکلات و چیزایی که دوست داری میارم. خوبه؟
**فاطمه:** (دستش رو دور مچ دست تهیونگ حلقه می‌کنه و ولش نمی‌کنه) نرو... الان نرو. یک‌ذره دیگه همین‌طوری پاهام رو ماساژ بده. خیلی بی‌پناهم الان، بغلم کن.
**تهیونگ:** (دلش ضعف می‌ره، با عشق نگاهت می‌کنه و خودش رو می‌کشه جلوتر. دستاش رو دورت حلقه می‌کنه و جوری بغلت می‌کنه که به سینه‌هات فشاری نیاد) باشه چشم، اصلاً کجا برم؟ من همین‌جام. قهرِ اون دو روزمون هم پاکِ پاک. اصلاً یادم رفته چی شده بود. فقط تو خوب شو، باشه فاطمه؟
**فاطمه:** (سرت رو می‌چسبونی به سینه‌اش و نفس عمیق می‌کشی) تهیونگ؟
**تهیونگ:** جانِ تهیونگ؟
**فاطمه:** ببخشید که اون همه قرص رو برداشتم و نگرانت کردم. واقعاً انقدر کلافه بودم که نفهمیدم چه‌کار می‌کنم.
**تهیونگ:** (موهات رو بو می‌کنه) نبینم عذرخواهی کنیا! من باید حواسم می‌بود. از این به بعد تقویمت رو چک می‌کنم که خودم قبل از اینکه دردت شروع بشه، برات مسکن و شکلات آماده کنم. حالا یکم چشمات رو ببند، من همین‌طوری بغلت کردم و جادویی ماساژت می‌دم تا دردت آروم بشه، بعدش می‌رم یه غذای خیلی خوشمزه برات می‌پزم.
**فاطمه:** (لبخند می‌زنی و خودت رو بیشتر توی بغلش جا می‌کنی) مرسی که هستی، تهیونگی... پاهام رو اون‌جوری ماساژ بدی خیلی خوبه...
**تهیونگ:** (زیر لب با صدای بم و مهربونش می‌گه) باشه عزیزم تا صبح هم بخوای همین کارو می‌کنم...
دیدگاه ها (۰)

وقتی پریودی و......پارت3*(تهیونگ همین‌طور لبه تخت نشسته و دس...

جذابیت 🛐🛐💎

جنی در مت گالا

ری اکشن کاراکتر ای بانگو اگه دوست دخترشون باشی و پریود بشی💖د...

سناریو بی تی اس ☆ミموضوع: وقتی برای اولین بار چیز میشینامجون:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط